با تو...
به وسعت تمام نداشته هایم حرف دارم
مجالی نیست تا بنشینی به پای این همه حرف
دلم تنگ است ،فقط برای حرف زدن با تو
دیگر نمیدانم چه کنم یا چه بگویم
خسته ام...
کمی هم بیشتر..فراتر از تصورت...سخت است برایم توصیفش
تا به حال نمیدانم...
دیده ای درماندگی و بیقراری های من را یا نه؟!
بغض فرو خورده در گلویم....بهانه گیری
برچسب:
نویسنده: یوسف میرزایی
تاريخ: پنجشنبه
10 آبان
1397 ساعت: 23:02